تبليغاتX
رویا های رام نشدنی
اگر به تماشای پاکی خود مشغول نباشی این پاکی که داری بیشتر شود..
   

   ......

در انتظار گودو نشستم و بکت دیالوگ رد میکرد..  برای چخوف ریسمان می بافم و آلبالو می چینم..

و در گوشه ای همچنان آوازه خوان تاس بی هیچ صندلی ونتی یونسکو را آوازه می کند.

این چه آخر بازیست! ؟ که ننه دلاور .دایره گچی قفقازی را برای اپیزود ضد ارسطوییش نقش میکند.

و این بار برشت نه جایی برای آدم گذاشته است و نه جایی برای گالیله !..

 ...مدرنیسم را نامه نگاری کرده است ایبسن. و دکتر استوکمان در کنار خانه عروسک دکتریش را به عروسکهای دوره گرد می فروشد.. و آن سوی خیابان شاه پوش بازیگر تقلیدی نقش شاه را خوب بازی میکند.

و.. پدر از استرینبرک هیچ کم ندارد..

بعدازظهر نارنجی رنگی فضای خانه را در بر دارد. و پنیتر مستخدم ماشینی اش را مثل همیشه .مثل دفعات پیشین نان و نمک میدهد..

و در باغ وحش خانگی اش یونسکو کرگدن را به الفبا می آویزد..

سه خواهر نا خوانده از یکدیگر می پرسند. خدا چه جوریه؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!

و در عهد انسانیت در این آبادی کودکی برای برادر کوچکترش خدا را ترسیم میکند تا با هم لمسش کنند..

...

  

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 0:20  توسط رکسانا  |