تبليغاتX
رویا های رام نشدنی
اگر به تماشای پاکی خود مشغول نباشی این پاکی که داری بیشتر شود..
... ارتکاب...

فصل اول: فکر می کنم قلم در دست.

فصل دوم: تنها هستم همیشه.

فصل سوم: زمان ِ دم در هنوز زنبیل به دست ایستاده است.

فصل چهارم: آفتاب جاری شده لب دیوار از ابهت زمان رنگ صداقت به خود گرفته است.

فصل پنجم: زمان هنوز ایستاده است. پس زنبیلش کو؟؟؟

فصل ششم: حیاط را آب و جارو کردم . چه کسی در می زند!؟

فصل هفتم: دم در ِحادثه جریان دارد.

فصل هشتم: چادرم در تشت خیس است.

فصل نهم: مدت هاست دیگر قلمم گناهی مرتکب نمی شود.

و... فصل دهم: لب آن طاقچه حسرت کیک قندی پخته ام من که نیستم مال تو.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 23:38  توسط رکسانا  |