.. زادگاه انسانیت. لای آن شکوفه های گیلاس دیدمش. نفسم تنگ آمد. عطر خدا ذهن برد. ذهنم از آن روز قصد بازگشت ندارد.
+
نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 0:32 توسط رکسانا
|
ماندولین وجودم چند وقت است که آرام ندارد. چند وقت است که در سیم هایش گره خورده است. و نوستالژیک کودکیم حق زایش زشتی را بر من حرام کرده است. میدانم هیچ نیستم .اما شاید قلمم هر چند گاهی گناهی مرتکب شود و دست هایم طرحی بیافریند.