تبليغاتX
رویا های رام نشدنی - موري . . . موريانه اي
اگر به تماشای پاکی خود مشغول نباشی این پاکی که داری بیشتر شود..
از باورمان گذر كرد آن يادبودها.
همچنان خطي.
موري آرام در پي مويي مواج.
براي ثبت شاهد عمري گذري بر سر تاقچه معنا.
چه گذست بر عمرمان.
موريانه درخت گردو با موري از اقوام كوير.
طرح دوستي آويزان كرده بودند.
مور تضاد رنگي زيادي با موريانه داشت.
موريانه پيش مي رفت و مور پس.
تمام چوب ها نقشي شده بودند براي جاپاهاي مور.
و موريانه روان تر از هميشه در خيالش براي مور تاري رويايي از جنس چوب بافته بود و ريخته بود تا مور بداند سرزمين ديروقت پشيماني ندارد.
كتاب در قفسه اي چوبين براي بودن آن دو سخت زيرو بم مي شد تا بمانند.
تنهايي بسش بود.
اما چوب زير كتاب پوچ و پوچ تر مي شد.
انتهايش ريزش بود و نابودي كتاب.
مور براي موريانه غرق شد و موريانه تا ابد سكوت ماند.

نقطه هاي اضافه:اگر كوه ها به اندازه پروانه ها عاشق بودند هيچ گاه انقدر عمر نمي كردند.
...  پيشنهاد منو براي ديدن تئاتر اسبهاي پشت پنجره جدي بگيرين.ديدنش ضرر نداره.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 12:13  توسط رکسانا  |